جعفر شهرى باف

82

طهران قديم ( فارسى )

منصوب به ديوار و جواب ديگرش را از شمعدان‌هاى بالاى بخارى دريافتم ! ديگر محمد رضا نامى را در پس‌كوچه‌اى با پسرى دستگير كرده مىبرند كه محمد رضا تا ساعتها صداى فرياد و فغان پسرك را ميشنود كه مأموران بر او ميآويخته‌اند و داستانهايى ديگر كه پس از استخلاص از وضع حبس و محكومين و مأموران آن ميآورد ! در هر صورت ابتدا ادارهء نظميه در خيابان جليل آباد بود تا اينكه از دست آدم لخت‌كن‌ها و قزاق‌هاى قزاقخانه كه مأمورانش را مورد دستبرد قرار داده كفش و لباس و تفنگ و اسلحه‌شان را ربوده لختشان مىكردند آن را به ميدان توپخانه كه محل امن‌ترى بود نقل مكان دادند و تابلويى بر سر درش زدند ، به عنوان ( تشكيلات كل نظميه مملكتى ) و سه اطاق آن را هم در اختيار اداره تأمينات ( آگاهى ) گذاشتند تا زمان رضا شاه كه نظميهء جديد را با نام ( شهربانى ) در ميدان مشق « 140 » ساختند و با تشكيلاتى ديگر مشغول به كار شد و محل سابقش ادارهء عبور و مرور ( راهنمايى ) و محكمه ( دادگاه ) خلافىهاى آن شد و ساختمان ضلع جنوب غربى آن در اختيار ادارهء تصديق ( گواهىنامه ) قرار گرفت . محكمهء خلاف نام محكمه خلاف به ميان آمد بىمناسبت نيست ذكرى هم از احوال آن بكنيم . محكمهء خلاف دادگاهى بود با يك رئيس خشن كه عينك دودىاى بر چشم داشت و آژانى در اختيارش كه مجرم را به حضورش مىكشيد ، با قضاوتى اين چنينى كه بدون هيچ سؤال و جواب و پرس و جوى و توجه به بيگناهى و تقصير با پرسيدن نام و اسم پدر و شغل كه درشكه‌چى يا شوفر مىباشد ، براى درشكه‌چى دو تومان و براى شوفر پنج تومان جريمه مىنوشت و آژان با خاتمهء محاكمه مجرم را كه هنوز در مسخرهء دادگاه يكطرفه متحير مانده بود بيرون انداخته نفر بعدى را داخل

--> ( 140 ) . ميدانى در شمال خيابان باغشاه ( خيابان سپه ) و محل وزارت جنگ ، محدود به خيابانهاى سپه و خيابان قوام السلطنه و خيابان سوم اسفند و خيابان علاء الدوله ( فردوسى ) كه سربازان در آن مشق نظام مىكردند و در زمان رضا شاه طرف غربىاش تبديل به باغ ملى شده ، در جانب شرقىاش شهربانى و ادارهء ثبت و سپس باغ ملى آن نيز كه تبديل به وزارت خارجه و ديگر تشكيلات گرديد .